امروز : یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۸
آخرین اخبار : افزایش ۳ برابری تسهیلات اشتغالزایی خرد روستایی در مازندران کشته شدن راکب موتور سوار در تصادف روش های استعلام خلافی وسائط نقلیه ۴۳ معدنچی آزادشهر شهید اعلام شوند/ انتشار و انفجار گاز علت حادثه /توجه ویژه دولت به خانواده جان باختگان معدن یورت تصاویر صفحه نخست روزنامه‌های ۶ خرداد ماه دعای روز اول ماه مبارک رمضان
سرویس : ورزشی زمان :   ۱۳۹۵/۱۰/۵ - ۲۳:۲۶ شناسه خبر : ۴۰۷۸۳
به مناسبت ۵ دی ماه سالروز درگذشت سید رسول حسینی
عسكری محمدیان: به او می گفتند چرا یک دهاتی در ساری تمرین می کند! / بازگشایی نحوه مرگ سیدرسول بیان خاطرات و خصوصیات اخلاقی یك پهلوان از زبان دوست و رفیق قدیمی بسیار سخت است این دشوار را در بیان عسكری محمدیان به وضوح می توان شنید، عسكری محمدیان با وجود غم سنگین بعد از گذشت این سال ها باز هم از دوست و یار قدیمی اش بگوید.

وارش نیوز: در مسیر محور ساری به قائم شهر، تنها یک تابلوی رنگ و رو رفته مزین به نام این ورزشکار است که به شهروندان می گوید این قهرمان ملی در این روستا به دنیا آمده است.

برای بسیاری نام سید رسول حسینی نام یک سالن ورزشی پرطرفدار و شناخته شده در ساری است. مرکز استان مازندران دارای این سالن ورزشی قدیمی و شناخته شده است که بیشتر مسابقات ملی و بین المللی در آن برگزار می شود.

اما همه می دانند که سید رسول حسینی یک ورزشکار با اخلاق و شناخته شده در ورزش کشور بود اما اجل مهلتش نداد.

در مسیر محور ساری به قائم شهر، تنها یک تابلوی رنگ و رو رفته مزین به نام این ورزشکار است که به شهروندان می گوید این قهرمان ملی در این روستا به دنیا آمده است.

هنوز برای معرفی و شناخت بزرگان و قهرمانان ورزش مازندران اندر خم یک کوچه ایم؛ سید رسول حسینی نیز از این دست ورزشکاران است.

سید رسول حسینی متولد ۵ دی ۱۳۳۶ روستای پاشاكلا ساری، کشتی‌گیر مازندرانی است و به همین دلیل سالن ورزشی شهرستان ساری به نام وی نامگذاری شده است.

او که در مسابقات قهرمانی آسیا در سال ۱۹۸۱ در پاکستان مدال طلا، در سال ۱۹۷۹ در کشور هندوستان مدال نقره گرفت و در مسابقات جهانی ۱۹۸۱ اسکوپیه یوگسلاوی سابق عنوان چهارم برابر برنز کنونی را کسب کرد، در یک حادثه ناباورانه در هنگام بازی فوتبال جان به جان آفرین تسلیم کرد ولی به واسطه شایستگی هایش و رعایت اصول پهلوانی به شدت محبوب بود.

زمانی که سراغ سید رسول حسینی را بگیرید نشانی پهلوانی دیگر را به شما می دهند، عسكری محمدیان کشتی نام آشنای مازندران که از دوست، شاگرد و یار قدیمی سید رسول بود.

بیان خاطرات و خصوصیات اخلاقی یك پهلوان از زبان دوست و رفیق قدیمی بسیار سخت است این دشوار را در بیان عسكری محمدیان به وضوح می توان شنید، عسگری محمدیان با وجود غم سنگین بعد از گذشت این سال ها باز هم از دوست و یار قدیمی اش بگوید.

عسكری محمدیان می گوید: من نمی دانم چه در وصف این مرد بزرگ بگویم به این دلیل که این مرد از انسانیت و معرفت و شرف همه چیز داشت و سخن گفتن از تواضع او بسیار سخت است.

وی می افزاید: سید رسول را مردم آن گونه كه باید و شاید نمی شناسند اما من با او زندگی و تمرین كردم و باید گفت در ورزش زبانزد بود؛ با وجود اینكه روستا زاده بود  اما بسیار باگذشت بود، در مقابل تمسخر و زخم زبان بعضی از كشتی گیران چیزی نمی گفت و با لبخند جواب می داد. بسیاری به دلیل  روستایی بودن او زخم زبان می زدند كه یك دهاتی چرا اینجا تمرین می كند اما هیچ وقت ندیدم جواب آنها را بدهد و بعد با من درددل می كرد و می گفت كه پشت سرش چه گفته اند.

مربی و پیشكسوت كشتی مازندران درباره روز حادثه فوت سید رسول و علت مرگ وی می گوید:  زمانی كه پدر و مادرم در قید حیات بودند روزی بعد از صرف غذا از سید رسول دعوت كردم به منزل ما بیاید و سید رسول بعد از اصرار فراوان من كه پدر و مادرت منزل نیستند به منزل ما آمد و تا شب كلی بیان خاطرات داشتیم. صحبت از ورزش شد و گفت كه"  از بس وزن كم كردم خسته شدم، تحمل این همه فشارها را ندارم،  قصد دارم بعد از یكی دوسال دیگر از كشتی خداحافظی کرده و ازدواج كنم".

محمدیان تصریح می کند: سید رسول آن شب را منزل ما ماند و در یك اتاق خوابیدیم. نیمه های شب خواب دیدم كه در سالن كشتی هستیم و با هم تمرین كشتی می كنیم كه در حین تمرین سید رسول با سر به زمین آمد و نخاعش پاره شد و همه كسانی كه در سالن بودند داد می كشیدند. در همین داد و بیداد از خواب بیدار شدم و دیدم كه سید رسول آرام و  طبق عادت در حالی كه دستش زیر سرش است خوابیده است. ساعت ها در فكر خواب بدی که دیدم بودم، صبح به سید رسول گفتم كه خواب بدی دیدم و او هم گفت به خاطر این خواب تو و برای اینكه نگران نباشی امروز تمریم كشتی نمی كنم و فوتبال و والیبال بازی می کنیم.

وی می افزاید: بعد از ظهر برای تمرین فوتبال به سمت زمین هندبال رفتیم و مشغول شدیم كه سید رسول وسط بازی گفت "می خواهم دروازه بایستم"هیچ زمانی بیكار نمی ایستاد و تا بچه ها از دروازه فاصله گرفتند دروازه هندبال را گرفت و مشغول بدنسازی و  بارفیكس شد. چون دروازه متحرك بود تحمل نكرد و روی صورت سید رسول فرود آمد. صحنه بسیار بدی بود. یك لحظه خوابم برای من تداعی شد. زانوهایم سست شد و با پایی لرزان به سمت سید رسول رفتم. صورتش بر اثر اصابت سنگین دروازه فرو رفته بود و خون همه صورتش را گرفته بود و بعد از دیدن این صحنه بیهوش شدم. فردا صبح گفتند كه سید رسول فوت كرد.

نائب قهرمان المپیك  می گوید: هنوز بعد از گذشت این همه سال نمی توانم خاطرات سید رسول را فراموش كنم. بر سر مزارش كه حاضر می شوم همه آن خاطرات هم زنده می شوند. حیف شد از دنیا رفت. سید رسول تختی ثانی بود. حدود  24 تا 25 سال سن داشت. اوایل در وزن 57 كیلوگرم كشتی می گرفت اما بعد در 62 كیلوگرم كار می كرد بعد از این همه سال هنوز ندیدم كسی بد این پهلوان را بگوید.

 

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

• نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.


• نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.


نظرات ارسال شده

احمد ۱۳۹۵/۱۰/۶ - ۲۰:۲۴

خدا رحمتش کنه و روحش شاد،خدا شما رو هم حفظ کنه

  • 2

  • 0

آخرین اخبار
بیشتر