به گزارش وارش؛ نرخ زاد و ولد در ایران روندی کاهشی را تجربه میکند و زمانی که از والدین آینده میپرسیم، یک پاسخ مشترک برجسته میشود: نگران از آیندهی فرزندشان در این شرایط اقتصادی هستند که البته این نگرانیها کاملاً موجه و قابل درک است زیرا والدین امروزی، با درک عمیق خود از سختیهای معیشت، به طور طبیعی نگران تأمین نیازهای اساسی، کیفیت آموزش، دسترسی به خدمات بهداشتی مناسب، تامین اقتصادی و فرصتهای شغلی فرزندانشان در سالهای آتی هستند؛ هزینههای سرسامآور مسکن، خوراک و آموزش، سؤالی جدی را در ذهن والدین ایجاد میکند: «آیا میتوانیم آیندهای با ثبات مالی برای فرزندمان فراهم کنیم؟»
همچنین با توجه به رقابت فزاینده برای ورود به دانشگاهها و مشاغل موفق، والدین نگرانند که آیا منابع کافی برای فراهم کردن بهترین سطح آموزشی برای کودک خود را خواهند داشت یا خیر و اینکه شرایط متغیر اقتصادی، برنامهریزی بلندمدت را برای خانوادهها دشوار ساخته است.
این دغدغهها نه تنها انگیزهی فرزندآوری را کاهش میدهند، بلکه پویایی و امید به آیندهی جمعی ما را نیز تحتالشعاع قرار میدهند. جامعهای که از ترس آینده از ساختن نسل بعد امتناع کند، در واقع از ساختن آیندهی خود نیز صرفنظر کرده است.
***حمایتهای ساختاری
باید اذعان کرد که دولت و نهادهای مسئول، وظیفهی سنگینی در کاهش این نگرانیها دارند؛ فرزندآوری زمانی به یک انتخاب جمعی تبدیل میشود که حمایتهای ساختاری، توقعات منطقی والدین را برآورده سازد این حمایتها باید چندوجهی و پایدار باشند: اول، ثباتبخشی اقتصادی: دولتها باید با اتخاذ سیاستهای بلندمدت، تلاش کنند تا انتظارات تورمی را مهار کرده و دسترسی به منابع اولیه زندگی (مسکن، بهداشت و آموزش باکیفیت) را برای نسل جوان تسهیل کنند. تسهیلات قرضالحسنه ازدواج و فرزندآوری، گرچه گامهای ابتدایی هستند، اما باید با پوششهای بیمهای جامعتر و کمکهزینههای متناسب با نرخ تورم تکمیل شوند.
دوم، حمایت از اشتغال والدین: توانمندسازی مادران و پدران شاغل برای ایجاد تعادل بین کار و خانواده، حیاتی است. توسعهی مهدکودکهای ارزانقیمت و با کیفیت، و اعطای مرخصیهای زایمان منعطف، به والدین این اطمینان را میدهد که حفظ شغل و نقش خانوادگی آنها با یکدیگر سازگار است.
سوم، نگاه به نیروی کار آینده: باید با سرمایهگذاری در آموزشهای مهارتی و فنی و حرفهای، تضمین کنیم که فرزندان امروز، در آینده با بازار کار هماهنگ خواهند بود و فرصتهای شغلی شایستهای در کشور خواهند یافت. توسعهی متوازن منطقهای نیز میتواند فشار تمرکز شغلی را کاهش داده و امید به زندگی در شهرهای کوچکتر را افزایش دهد.
با وجود همه این چالشها، نباید فراموش کنیم که سرمایهگذاری در نیروی انسانی، همواره پربازدهترین سرمایهگذاری یک ملت بوده است. نسل جدید، همان نسلی است که باید اقتصاد را از چالشهای امروز عبور دهد و میراث فرهنگی و ملی ما را به فردا برساند.
فرزند، نه تنها بار اقتصادی، بلکه سرچشمهی معنا و امید است؛ این امید درونی، همان عاملی است که خانوادهها را وادار میکند علیرغم سختیها، برای فردایی بهتر تلاش کنند.
حال وظیفه مسئولان است که زمینهای فراهم سازند تا این اعتماد و امید، به پشتوانهای محکم تبدیل شودو زمانی که جامعه احساس کند دولت در کنار خانواده ایستاده است، دغدغههای اقتصادی کمرنگتر شده و میل به تشکیل خانواده و فرزندآوری به طور طبیعی تقویت خواهد شد.
با تدابیر حمایتی مؤثر و بازسازی اعتماد عمومی به آینده، میتوانیم دوران «تردید» در فرزندآوری را پشت سر بگذاریم و فرزندانمان را با اطمینان خاطر به آغوش بکشیم؛ چرا که آنها نه تنها مایهی شادی خانواده، بلکه تضمینکنندهی تداوم و شکوفایی ایران زمین هستند.
***فرزندآوری؛ سرمایهای برای آیندهی ملی
در جهان امروز، بسیاری از کشورها با چالش کاهش جمعیت و پیر شدن ساختار سنی مواجهاند؛ روندی که اگرچه در ظاهر آرام پیش میرود، اما در عمق خود حامل پیامهایی نگرانکننده برای آیندهی اقتصادی و فرهنگی ملتهاست. در ایران نیز نشانههایی از افت نرخ زاد و ولد دیده میشود، و همین امر ضرورت بازنگری در نگاه اجتماعی ما به «فرزندآوری» را بیش از پیش آشکار کرده است.
فرزندآوری صرفاً یک امر شخصی یا خانوادگی نیست؛ بلکه تصمیمی است با ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی امنیتی. هر نوزاد جدیدی که پا به جهان میگذارد، در حقیقت حامل امیدی تازه برای کشور است. او میتواند در آینده نیروی کار، خلاقیت، دانش و پویایی جامعه را افزایش دهد و به رشد و تداوم حیات ملی کمک کند.
فرزندآوری در نگاه توسعهگرا نه یک بار مالی، بلکه سرمایهگذاری بلندمدت است. کودک امروز، نیروی مولد فردا خواهد بود؛ کسی که میتواند در عرصههای دانش، صنعت، هنر و کشاورزی اثرگذار شود. کشورهایی که زودتر به اهمیت این سرمایه پی بردهاند، امروز سیاستهای حمایتی متنوعی برای تشویق خانوادهها اتخاذ کردهاند؛ از تسهیلات مسکن و بیمه گرفته تا مرخصیهای طولانی والدین و حمایت از مادران شاغل.
در جامعهی ایرانی، خانواده همیشه سرچشمهی تعهد، اخلاق و احساس همبستگی بوده است. فرزند، پیوند میان نسلها را محکمتر میکند و خانواده را از حالت فردی به مجموعهای پویا و اجتماعی تبدیل میسازد؛ تربیت نسل آینده در آغوش خانواده، فرصتی است برای انتقال ارزشهای انسانی، ملی و دینی؛ چیزی که هیچ نظام آموزشی نمیتواند جایگزین آن شود.
افزون بر این، داشتن فرزند حس معنا و پویایی ویژهای به زندگی والدین میبخشد، مسئولیتپذیری، نوعدوستی، قناعت و امید به آینده، همه در تجربهی پدر یا مادر شدن تعمیق مییابد؛ پژوهشهای روانشناسی نیز نشان میدهند والدینی که از نعمت فرزند برخوردارند معمولاً احساس رضایت بیشتری از زندگی دارند و در برابر فشارهای روانی، مقاومترند.
***نگاه مثبت به آینده
بیتردید، دغدغههای اقتصادی و اجتماعی امروز خانوادهها در تصمیمگیری برای فرزندآوری نقش قابل توجهی دارد. اما در کنار سیاستگذاریهای حمایتی دولت، باید فرهنگ عمومی جامعه نیز در جهت بازسازی نگاه مثبت به فرزند شکل گیرد.
رسانهها، آموزش و نهادهای فرهنگی میتوانند نقش مهمی در ترویج این نگرش ایفا کنند؛ اینکه فرزند صرفاً «هزینه» نیست، بلکه «امید» است امید به آیندهای پرنشاط، پویا و انسانیتر.
فرزندانی که امروز به دنیا میآیند، نه تنها زندگی والدین خود را با خنده و محبت رنگین میکنند، بلکه در آینده حافظ زبان، فرهنگ و میراث ایرانی خواهند بود. اگر سرمایه انسانی کشور را پاس داریم، مسیر توسعه و عدالت اجتماعی هموارتر میشود. هیچ کشوری بدون نسل جوان، پایدار و زنده نمیماند.
***سخن پایانی
فرزندآوری تصمیمی است آمیخته با عشق، ایمان و اعتماد به آینده. در دورانی که کاهش جمعیت تهدیدی جهانی شده است، هر خانواده ایرانی با استقبال از نعمت فرزند، سهمی واقعی در ساختن فردای کشور ایفا میکند. افزایش جمعیت نه بهمعنای رشد عددی، بلکه به معنای پویایی فرهنگی، اقتصادی و معنوی است.
بیاییم این نگاه را دوباره زنده کنیم؛ نگاه به کودک بهعنوان هدیهای از زندگی، نه بار آن و با دلگرمی، سیاستهای درست و حمایت اجتماعی، نسلی تازه از امید و توانایی را به ایران هدیه دهیم.