امروز : سه شنبه ۲ تیر ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۸
سرویس : سیاست زمان :   ۱۴۰۵/۴/۲ - ۱۵:۰۹ شناسه خبر : ۲۶۵۳۹

خط مقدم نبرد در مکتب سلامی در روزگاری که مکاتب نظامی کلاسیک دنیا غرق در مادی‌گرایی محض و تکیه بر ابزارهای سخت‌افزاری هستند، او فرماندهی بود که هرگز قدرت و نصرت پروردگار را در محاسبات دفاعی خود کوچک نمی‌شمرد و نادیده نمی‌گرفت.

به گزارش وارش نیوز و به نقل از خبرگزاری فارس ،کارنامه فرماندهان برجسته نظامی در دوران معاصر، نیازمند فرارفتن از لایه‌های سطحی و خاطره‌نگاری‌های مرسوم، و ورود به ساحت واکاوی دکترینال و ساختاری است. به عبارتی برای کشف عمق اثرگذاری یک رهبر نظامی، باید به ساحت اندیشه راهبردی، دکترین‌های دفاعی و تغییرات بنیادینی که او در سازمان خود ایجاد کرده است، ورود کنیم. در این مسیر، شخصیت و مجاهدت‌های سردار سپهبد شهید حسین سلامی به عنوان یکی از تأثیرگذارترین معماران امنیت ملی، نمونه‌ای بی‌بدیل از پیوند عمیق میان «ایمان ناب اعتقادی» و «دانش پیشرفته راهبردی» را به نمایش می‌گذارد. 

او در ترازوی سنجش‌های نظامی، فراتر از یک فرمانده اجرایی و عملیاتی، به عنوان معمار دکترین بازدارندگی فعال و تبیین‌کننده نوین الگوی فرماندهی مکتبی شناخته می‌شود. 

دکترین دفاعی و سبک مدیریتی ایشان، حاصل یک مهندسی ذهنی و ساختاری بسیار دقیق بود. هنر بزرگ سردار سلامی این بود که توانست مفاهیم معنوی و ایدئولوژیک را که در ظاهر ممکن است ذهنی و انتزاعی به نظر برسند، به تاکتیک‌های ملموس، مأموریت‌های عملیاتی و ساختارهای نوین دفاعی در میدان نبرد ترجمه کند. برای نمونه، ارزش‌های والایی همچون توکل، خودباوری ملی، تکیه بر توان داخلی و ایستادگی در برابر قدرت‌های بزرگ، در دوران فرماندهی او به صورت کاملاً ساختاریافته به پروژه‌های عظیم فضایی، ساخت موشک‌های نقطه‌زن بومی، توسعه ناوگان پهپادی پیشرفته و ایجاد لشکرهای سایبری و الکترونیک تبدیل شدند. این ترجمه دقیق مفاهیم اعتقادی به ابزارهای سخت‌افزاری و نرم‌افزاری،پایه‌گذار امنیتی هوشمند و پایدار برای کشور شد که در آن، باورهای مکتبی به عنوان پیشران اصلی دستیابی به مدرن‌ترین فناوری‌های نظامی دنیا عمل کرد.

برای راه یافتن به عمق این الگوی فرماندهی و درک حقیقی آن، پیش از هر چیز باید به کانون شخصیتی و ریشه‌های اعتقادی این فرمانده نگاه کرد. جایی که باور به ولایت‌مداری به عنوان قطب‌نمای اصلی تصمیم‌گیری‌های کلان و مبنای مشروعیت‌بخشی به تمام اقدامات نظامی تعریف می‌شود. این نگاه، ریشه در اعتقادی عمیق به فلسفه وجودی سپاه پاسداران به عنوان پاسدار گفتمان تمدنی انقلاب اسلامی دارد و سبب شد که انضباط نظامی با تواضعی عمیق و اصیل در هم آمیزد. به طوری که در اوج اقتدار سازمانی، کمترین فاصله‌ای میان فرمانده کل و بدنه نیروها احساس نشود و این ویژگی اخلاقی فرمانده شهیدمان، نه ناشی از مصلحت‌اندیشی‌های مدیریتی، بلکه برخاسته از یقین ایمانی و درک اصیل از مفهوم قدرت در مکتب اسلام بود.

این پیوند فکری و اعتقادی، خود را در رابطه ویژه و تعبدی سردار سلامی با رهبر شهید انقلاب به زیباترین شکل ممکن نمایان کرد. تعبد ایشان نسبت به مقام ولایت، از جنس یک اطاعت آگاهانه، عقلانی و مبتنی بر معرفت عمیق بود که در آن، فرماندهی بر سپاه به عنوان امانتی گران‌بها از سوی ولی امر نگریسته می‌شد. این همسویی فکری موجب شده بود که اندیشه‌های نظامی سردار سلامی، انطباق کاملی با منظومه فکری امام خامنه‌ای داشته باشد. مفاهیمی همچون مقاومت فعال، جوان‌گرایی ساختاری، پیوند میان ایمان و فناوری، و استکبارستیزی، در دوران تصدی ایشان به برنامه‌های عملیاتی و راهبردی تبدیل شدند. 

این تفاهم فکری عمیق، به سردار سلامی این امکان را داد که نه تنها مجری محض فرامین، بلکه مفسر صریح و بسط‌دهنده دکترین‌های دفاعی فرماندهی کل قوا در میدان‌های پیچیده نبرد باشد.

در بررسی ابعاد دیگر شخصیتی فرمانده شهیدمان، ویژگی منحصر‌به‌فرد دیگری جلوه‌گر می‌شود که همان شجاعت بی‌نظیر در بیان و قدرت تبیین‌گری راهبردی است. سردار سلامی یکی از پیشگامان جهاد تبیین در عرصه دفاعی بود و سخنرانی‌های ایشان همواره به عنوان بخشی از پدافند غیرعامل و عملیات روانی علیه دشمن ارزیابی می‌شد. این شجاعت در کلام، تکیه بر سه پایه استوار داشت: نخست، باور الهی و یقین قلبی به حقانیت مسیر مقاومت؛ دوم، اشراف کامل اطلاعاتی و تسلط بر داده‌های فنی و میدانی که به کلام او وزن علمی و تجربی می‌بخشید؛ و سوم، شناخت دقیق روان‌شناختی از ماهیت جنگ شناختی دشمن. 

او به خوبی درک کرده بود که در جهان امروز، روایت پیروزی به اندازه خود پیروزی در میدان نبرد اهمیت دارد و اگر ارتش رسانه‌ای دشمن بتواند ذهن‌ها را تسخیر کند، برترین تجهیزات نظامی نیز کارایی خود را از دست خواهند داد. به همین دلیل، کلام او همواره با امیدآفرینی واقعی و به دور از شعارزدگی همراه بود؛ امیدی که بر محاسبات دقیق توانمندی‌های بومی و نصرت الهی استوار بود و توانست در سخت‌ترین دوران تحریم و فشار، موازنه روانی را به نفع جبهه خودی حفظ کند.

این رویکرد جامع ذهنی،مستقیماً بر نگرش نظامی و دکترین دفاعی سردار سلامی تأثیر داشت و تحولی بنیادین در نحوه مواجهه با تهدیدات ایجاد کرد. او از نخستین نظریه‌پردازان نظامی بود که لزوم عبور از جنگ‌های کلاسیک به سمت نبردهای ترکیبی و چنددامنه‌ای را مطرح و عملیاتی کرد. در دکترین ایشان، به تهدیدات به عنوان فرصت‌هایی ساختاری برای جهش در حوزه فناوری و ابداع روش‌های نوین نبرد، نگاه می‌شد.

بر این اساس، زیرساخت‌های دفاعی کشور به سمت توسعه شتابان در حوزه‌های پهپادی، ماهواره‌ای، سایبری، پدافند چندلایه و جنگ الکترونیک سوق داده شد.

نگاه او به نبردهای آینده، نگاهی داده‌محور و مبتنی بر هوش مصنوعی بود و همواره تأکید می‌کرد که سپاه در دنیای امروز، باید سازمانی اعتقادی و به شدت نوآور، پویا و یادگیرنده باشد. تحت هدایت وی، بوروکراسی‌های دست‌وپاگیر اداری در پروژه‌های تحقیقاتی کاهش یافت و با پیوند زدن توان علمی دانشگاه‌ها به نیازهای جبهه، فرهنگ جسارت در نوآوری و حتی پذیرش شکست در مسیر یادگیری نهادینه شد تا سازمان در بن‌بست‌های تاکتیکی گرفتار نماند.

ثمره ملموس این تفکر نوآورانه، خودش را در دکترین بازدارندگی فعال نامتقارن نشان داد؛ استراتژی پویایی که توانمندی ضربه متقابل سریع، دقیق و در صورت لزوم، پیش‌دستانه را مبنای کار قرار داد. این بازدارندگی فعال، به یک حوزه خاص محدود نشد بلکه در ابعاد زمینی، دریایی، سایبری و فضایی گسترش یافت. در همین راستا، معماری قدرت منطقه‌ای ایران تحت فرماندهی ایشان به بلوغ ساختاری بی‌نظیری رسید. همکاری با نیروهای جبهه مقاومت از هماهنگی‌های پراکنده میدانی، به یک چارت سازمانی، اطلاعاتی و لجستیکی یکپارچه ارتقا پیدا کرد؛ پیوندی مستحکم که در آزمون‌های عملیاتی سال‌های اخیر نشان داد سپاه تحت هدایت او توانسته است یک شبکه دفاعی هوشمند و غیرقابل نفوذ در سراسر منطقه ایجاد کند و هزینه هرگونه حماقت نظامی را برای دشمنان به شدت افزایش دهد.

تحقق این اهداف بزرگ راهبردی بدون داشتن یک سبک مدیریتی کارآمد و انسان‌محور و الهی ناممکن بود. سردار سلامی الگویی نوین از فرماندهی مأموریت‌محور را پیاده‌سازی کرد که در آن، تمرکززدایی تاکتیکی با حفظ تمرکز راهبردی همگام شد.

در این مدل، چارچوب‌های کلی و خطوط قرمز توسط فرماندهی ارشد ترسیم می‌شود، اما به فرماندهان میانی و یگان‌های عملیاتی در انتخاب تاکتیک‌ها اختیار عمل کامل داده می‌شود که این امر، انعطاف‌پذیری و سرعت عمل در صحنه نبرد را به شکل چشمگیری ارتقا می‌دهد. علاوه بر این، شیوه مدیریتی او بر پایه مشارکت، خرد جمعی و ایجاد فضای باز برای نقد سازنده استوار بود. در لایه انسانی نیز، رابطه صمیمانه، پدرانه و در عین حال مربی‌گرانه ایشان با نیروهای جوان سپاه، بستری بی‌بدیل برای کادرسازی ایجاد کرد. 

او جوانان را سرمایه‌های راهبردی آینده انقلاب می‌دانست و با سپردن مسئولیت‌های حساس به آنان و حمایت از ایده‌های خلاقانه‌شان، نسل جدیدی از فرماندهان متعهد، متخصص و باانگیزه را برای دهه‌های آینده کشور تربیت کرد.

میراث ماندگار شهید سلامی را پیش از هر چیز باید در انس مستمر او با قرآن کریم و مفاهیم بلند وحیانی و نگاه تعبدی اش به رهبر عظیم الشان انقلاب جست‌وجو کرد. این الفت عمیق و آگاهی‌بخش با کلام الهی، تنها به زبان گویا، سخنان بلیغ و خطابه‌های پرشور او محدود نمی‌شد، بلکه به شکلی بنیادین در تاروپود تدابیر و محاسبات نظامی او جریان داشت. در روزگاری که مکاتب نظامی کلاسیک دنیا غرق در مادی‌گرایی محض و تکیه بر ابزارهای سخت‌افزاری هستند، او فرماندهی بود که هرگز قدرت و نصرت پروردگار را در محاسبات دفاعی خود کوچک نمی‌شمرد و نادیده نمی‌گرفت. در نگاه توحیدی او، موازنه قدرت مادی هرگز تعیین‌کننده نهایی فرجام نبردها نبود؛ از این رو، تدوین راهبردهای نظامی را با اتکا به سنت‌های الهی، وعده‌های قرآنی و باور به پیروزی خون بر شمشیر پیوند می‌زد.

این خداباوری راستین به او و سپاه پاسداران قدرتی روحی می‌بخشید که بزرگ‌ترین تهدیدات مادی دشمنان را بی‌اثر و ناچیز جلوه می‌داد.

بر بستر همین جهان‌بینی قرآنی بود که دستاوردهای بزرگی چون تحول بنیادین دکترینال، نوسازی ساختارهای دفاعی با بهره‌گیری از فناوری‌های نوظهور و تثبیت اقتدار منطقه‌ای شکل گرفت و فرهنگ اصیل فرماندهی مکتبی احیا شد. درس بزرگ و الهام‌بخش کارنامه ایشان برای نسل‌های جوان و مجاهدان این است که بازدارندگی پایدار و قدرت حقیقی از ترکیب متوازن و هنرمندانه «ایمان عمیق توحیدی»، «دانش و تخصص روزآمد»، «تواضع عملی در رفتار» و «اطاعت آگاهانه از ولایت» سرچشمه می‌گیرد.

این مکتب فرماندهی پویا که اقتدار صلابت‌آمیز نظامی را با اخلاق اسلامی، رأفت مردمی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی پیوند زده است، همواره به عنوان یک الگوی راهبردی، متعالی و الهام‌بخش، فراروی مدافعان امنیت و اقتدار میهن اسلامی قرار خواهد داشت.

ارسال نظر

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

• نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.


• نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.


آخرین اخبار
بیشتر