امروز : یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۳:۱۵
سرویس : اجتماعی زمان :   ۱۴۰۵/۶/۱۴ - ۲۰:۲۱ شناسه خبر : ۲۷۳۳۱
عقیل امامی تحلیلگر مسایل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی
آمریکا در لبه پرتگاه شکست صحنه نبرد کنونی میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران با عبور از الگوی کلاسیک، به مقابله تمام‌عیار و ترکیبی در عرصه‌های نظامی، اقتصادی، روانی، رسانه‌ای، دیپلماتیک و امنیتی مبدل شده که تاب آوری ایرانیان و مواجهه‌ی هوشمندانه ساختار دفاعی، دیپلماسی و حکمرانی ایران ؛ وزارت جنگ ایالات متحده و سردمداران کاخ سفید را به لبه پرتگاه شکست کشانده است.

به گزارش وارش نیوز و به نقل از خبرگزاری فارس ، صحنه نبرد کنونی میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران با عبور از الگوی کلاسیک، به مقابله تمام‌عیار و ترکیبی در عرصه‌های نظامی، اقتصادی، روانی، رسانه‌ای، دیپلماتیک و امنیتی مبدل شده که تاب آوری ایرانیان و مواجهه‌ی هوشمندانه ساختار دفاعی، دیپلماسی و حکمرانی ایران ؛ وزارت جنگ ایالات متحده و سردمداران کاخ سفید را به لبه پرتگاه شکست کشانده است.

بی گمان؛ ماهیت جنگ نوین جاری بر این اصل استوار است که دشمن به جای تصرف جغرافیایی به دنبال فرسایش ارادهٔ ملی، گسست پیوندهای اجتماعی و وارونه نمایی واقعیت‌های درونی ایران است، اما درک دقیق این پیچیدگی نشان می‌دهد که ایالات متحده با دستی خالی از راهبرد کارآمد وارد این میدان شده و هر گام آن با محاسبات غلط از میزان تاب‌آوری جامعهٔ ایرانی همراه است. دگرگونی راهبرد واشنگتن از حملهٔ نظامی مستقیم در جنگ های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه به سمت پروژهٔ نفوذ و آشوب داخلی گواه روشنی بر بن‌بست تاکتیکی و راهبردی آمریکا در برابر ایرانیان مقاوم است که معادلات دفاعی خود را بر پایهٔ هوشمندی، چابکی و مردمی‌سازیِ مقاومت ترسیم و عملیاتی کرد.

نکته اساسی اما در این میان این است که آمریکا در این میدان چندلایه، نه تنها به اهداف ترسیمی برای تغییر رفتار یا ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران دست نیافت بلکه با ناکامی‌های پیاپی در عرصهٔ نظامی و اطلاعاتی، اکنون در لاک تدافعیِ فرسایشی و پرهزینه گرفتار آمده است. اعمال سیاست فشار حداکثری با تحریم‌های همه‌جانبه، عملیات‌های سایبری، جنگ شناختی و تلاش برای بزرگنماییِ اختلافات داخلی همگی نه تنها شکست خورد، بلکه به بازتولید وحدت و انسجام ملی در پهنه وطن عزیزمان انجامید و شواهد میدانی نشان می‌دهد که مردم حماسه ساز کشورمان در حساس ترین لحظات از نظام اسلامی فاصله نگرفتند و با حضور پرشور در صحنه و میادین ، خط بطلانی بر پیش‌بینی‌های اندیشکده ها ومراکز راهبردی‌ غرب کشیدند. با این حال، ماهیت جنایت‌کارانهٔ این جنگ ترکیبی را نمی‌توان از یاد برد؛ جایی که دولت مردان کاخ سفید نه تنها از ابزارهای تحریم و فشار اقتصادی بلکه از وحشیانه‌ترین جنگ‌افزارهای ممنوعه و کشتار جمعی برای به خاک و خون کشیدن غیرنظامیان ایرانی استفاده کرده‌اند.ارتش آمریکا در حملات همه‌جانبهٔ به میهنمان ، برای اولین بار در جهان از موشک‌های ممنوعه در بمباران شهر لامرد استفاده کرد؛ سلاحی که با کلاهک انفجار هواپایه، ۱۸۰ هزار گلوله و ترکش ساچمه‌ای را در ۳۶۰ درجه پرتاب کرده و شعاع تخریب آن تا ۱۷۰ متر رسید. در این جنایت هولناک، چهار موشک پریزم از نوع کشتارجمعی برای نخستین‌بار در جهان به کار گرفته شد و دست‌کم ۲۱ غیرنظامی از جمله هفت کودک و دو زن را به شهادت رساند و بیش از ۱۷۰ نفر رانیز در این واقعه مجروح ساخت؛ جنایتی که کاربران بین‌المللی در فضای مجازی آن را سند رسوایی و ادعاهای دروغین حقوق بشری آمریکا تفسیر کردند.

از سوی دیگر؛ فاجعهٔ لامرد تنها سرآغاز زنجیره‌ای از جنایت‌های ضدبشری کاخ سفید ‌بود که به‌روشنی چهرهٔ واقعی مدعیان دروغین حقوق بشر آمریکایی را به رخ جهانیان کشید.ارتش تروریستی آمریکا درمیانه تجاوز به خاک پاک وطن عزیزمان با استفاده از موشک‌های کروز تاماهاوک، مدرسهٔ ابتدایی دخترانهٔ شجره طیبه در شهر میناب را هدف قرار داد؛ جنایتی که به شهادت بیش از ۱۶۸ دانش‌آموز دختر ۷ تا ۱۲ ساله انجامید. شبکهٔ سی‌ان‌ان در گزارشی صریح اعتراف کرد که موشک استفاده‌شده در کشتار مدرسهٔ میناب در انحصار ارتش آمریکا قرار دارد و یک مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا نیز در اعترافی شگفت‌آور به‌عنوان مطلع اعلام کرد:هیچ تردیدی نیست که ما دقیقاً می‌دانستیم داریم چه کار می‌کنیم و هدف کاملا برنامه‌ریزی شده بود؛ اعترافی که خوی پلید استکبار جهانی را آشکار ساخت.

از دیگر سو؛ استراتژی‌ عقلانی و نبرد هوشمندانه ایران نیز در عرصه میدانی مبتنی بر عدم تقارن و تغییر عرصهٔ درگیری به معادله فرا منطقه‌ای و اقتصاد جهانی طراحی شده که هزینه‌های تهاجم را بصورت تصاعدی به دشمن و متحدانش تحمیل کرده است و با کنترل گذرگاه‌های راهبردی همچون تنگهٔ هرمز و ناامن سازی این آبراه حیاتی برای متجاوزان ، معادلات دولتمردان آمریکایی را برهم زد و شکل‌گیری محورهای همکاری نوین توسط ایران با قدرت‌های شرقی نظیر روسیه و چین، طرح انزوای دیپلماتیک کشورمان را به محاق برده و مجال مانور چندجانبه‌ را برای مسئولان ایرانی فراهم آورده که پیش از این سابقه نداشته است.دولتمردان آمریکایی برای فرار از منجلاب خودساخته در این جنگ که تاکنون ۴۰میلیارد دلار بصورت مستقیم و افزون بر ۱۵۰میلیارد دلاربصورت غیر مستقیم برای آنان هزینه داشت،هر روز بر میزان جنایاتشان می افزایند.

بی‌گمان مهم‌ترین رکنِ پیروزی ایران در این جنگِ ترکیبی چیزی نیست جز سرمایهٔ اجتماعیِ عظیم و انسجامِ تاریخی ملتی که در سخت‌ترین شرایط، پایبندی خود را به امنیت ملی و تمامیت ارضی به نمایش گذاشته است. فرماندهان نظامی و مسئولان متحد کشورمان بارها تأکید کردند که ترکیب سه مؤلفهٔ رهبری حکیمانه مقتدای بصیر و شجاع ملت ، اتحاد داخلی و قدرت دفاعیِ بازدارنده عامل اصلی ایستادگی همه جانبه برابر هجوم سازمان یافته و ترکیبی دشمنان غدار است و در این میان نقشِ مردم نه تنها به عنوان پشتیبان بلکه به عنوان رکنِ اصلیِ پیروزی، برجسته به چشم می‌آید چراکه مردم فهیم و بااراده پهندشت میهن با حضور پرشور در صحنه دفاع از آرمان‌های سترگ امامین انقلاب و ارزش های مانای ایمانی توطئه‌های رنگارنگ دشمنان این مرز و بوم را با خلق حماسه های ماندگار در صفوف‌ متحد و یکپارچه خنثی کردند و از این رو هزینه های سنگین استکبار و دنباله های آن برای برهم زدن امنیت داخل کشورمان را بی نتیجه گذاشتند که حقیقتا این هوشمندی سیاسی واجد تقدیر است.

نکته حائز اهمیت دیگر اما در بُعد نظامی و بازدارندگی است که ایران با حفظ و تقویت شاخص‌های کلیدی توان رزمی به ویژه در حوزهٔ موشکی و پهپادی ثابت کرد هر گونه محاسبهٔ نظامی دشمن بر پایهٔ تخریبِ قابلیت‌های پرشمار میهن عزیزمان یک سرابِ راهبردی است. در این اثنا بقای بخش عظیمی از توانِ موشکی پس از حملات سنگین سال گذشته و ارتقاء کیفی سامانه‌های پدافندی و شبکه‌های ارتباطی نه تنها بازدارندگی تهاجمی ایران را افزایش داد، بلکه معادلهٔ نظامی را به سود مدافعان امنیت کشورمان دگرگون ساخته تا جایی که هرگونه گزینهٔ نظامیِ جدید برای واشنگتن و تل‌آویو به مثابهٔ قدم‌گذاشتن در باتلاقی با هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی ارزیابی می‌شود. افزون بر این عمق راهبردیِ جمهوری اسلامی با گسترش هماهنگی و همکاری با نیروهای مقاومت در منطقه به گونه‌ای شکل گرفته که میدان نبرد دیگر محدود به مرزهای جغرافیایی نیست و این شبکهٔ بالنده در اوج کارآمدی در بستر تحولات اخیر به یک سیستم امنیتی زنجیره‌ای و هشداردهنده در منطقه پیرامونی تبدیل گشته است که کوچک‌ترین حرکت تجاوزکارانه را با پاسخ فوری و هماهنگ مواجه خواهد کرد. بی تردید این تحول ساختاری معنای واقعی پیروزی را در مفهوم تغییر راهبردیِ موازنه از سطح دفاع صرف به سطح بازدارندگی فعال و تهاجمی متجلی ساخته است.

پرواضح است در جریان نبرد شناختی که قلب جنگ ترکیبی امروز است کشور مان گام‌های بلندی در جهت شکست انحصار روایی غرب برداشته و با افشای ماهیت غیرانسانی جنگ سالاران آمریکایی و صهیونیستی، توانسته روایت خود را به عنوان گفتمان عدالت‌خواهی و مقاومت مشروع در افکار عمومی جهان به ویژه در میان نسل جوان و آزادیخواهان نهادینه کند. گسترش شبکه‌های اجتماعی و ظهور رسانه‌های مستقل به مثابهٔ ارزان‌ترین و مؤثرترین ابزار جنگِ روایت‌ها، فضایی را ایجاد کرد که تصاویر زنده و واقعیات میدانی، راحت‌تر از هر زمانِ دیگری، دروغ‌های رسانه‌های جریان‌ساز غربی را برملا ساخته و افکار عمومی جهانی را بسوی داوریِ منصفانه سوق داده است. اعتراف رسانه‌های بین‌المللی همچون رویترز و نیویورک‌تایمز به اصابت مستقیم مهمات آمریکایی به مراسم عروسی در سیریک‌و همچنین تأیید استفادهٔ ارتش آمریکا از موشک‌های ممنوعه در کشتار غیرنظامیان لامرد توسط خبرگزاری آسوشیتدپرس، گواه روشنی بر شکست پروژهٔ انکارتجاوز و پنهان‌کاری واشنگتن است. این دستاورد بطور حتم علاوه بر شکست پروژهٔ معرفی ایران بعنوان جنگ طلب در جهان، به ایجاد جبههٔ جدیدی از همدلی بین‌المللی با ملت ایران انجامید و برآیند آن افزایش هزینه‌های اخلاقیِ حمایت از تجاوزگری آمریکا علیه ملت آزاده و مقاوم ایران اسلامی فهم می‌شود.

بررسی و ارزیابی عملیات جاری ایالات متحده آمریکا علیه ایران که ترکیبی از سطوح نظامی، اقتصادی، اجتماعی، دیپلماتیک و رسانه‌ای است،نشان می‌دهد که به اذعان کارشناسان راهبردی، منازعه از دوران تهدیدِ صرف به عصرِ بازدارندگیِ همه‌جانبه تغییر جهت داد و به اعتقاد کارشناسان برجسته نظامی، آمریکا و متحدانش در تلهٔ هزینه‌های صعودی گرفتار شده‌اند، به‌گونه‌ای که هر اقدام تازه آنها نه تنها خروج از بن‌بست فعلی را ناممکن می‌سازد، بلکه موقعیت آنان را در منطقه و جهان بیش از پیش تضعیف خواهد کرد. گزارش‌های سازمان‌های اطلاعاتی غرب نیز گویای آن است که ایران نه تنها از جنگ ترکیبی آسیب جدی ندیده بلکه با بهره‌گیری از تجارب گرانبهای گذشته اکنون به یک بازیگر قهارو هوشمند در عرصهٔ جنگ‌های نوین بدل گشته و توانایی طراحی و اجرای‌ سناریوهای تقابلی نامتقارن را در هر زمان و مکانی به چنگ آورده و این مهم بزرگ‌ترین نشانهٔ پیروزی ایرانیان برابر ارتش بظاهر قدرتمند آمریکا و متحدانش در این منازعه است واعلام پیروزی قطعی ایران در سه جنگ و خنثی‌سازیِ یک کودتایِ تمام‌عیار، دیگر شعار تبلیغاتی نیست، بلکه تحلیلی عملیاتی و مستند از روند تحولات میدانی فهم می‌شود که پایه‌های آن بر استحکام ساختار داخلی، کارآمدی نیروهای مسلح و پشتیبانی و همراهی بی نظیر مردم غیرتمند ایران استوار است.

کوتاه سخن آنکه پیروزی ایران در جنگ ترکیبی آمریکا، فرایندی تدریجی و ساختاری است که چهره‌ای نو از نظم منطقه‌ای با کنشگری فعال کشورمان ترسیم کرده و الگوی کارآمد مقاومت فعال در برابر پیچیده‌ترین جنگ تحمیلی استکبار را در پرتوِ اتحاد ملی و هدایت‌های داهیانهٔ ولیِ امر مسلمین حضرت آیت‌الله العظمی سید مجتبی حسینی خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی)، در تاریخ به ثبت رساند. این حماسه، پایداریِ ارادهٔ ملی و خودباوری دفاعی را نهادینه ساخت و گفتمانی جهانی و عدالت‌محور در غرب آسیا با محوریت ام‌القرای جهان اسلام پدید آورد که در تقابل با یکجانبه‌گرایی وحشیانهٔ غرب، فروپاشیِ هژمونی لیبرال‌دمکراسی را نمایانده و ایران سربلند را الهام‌بخش ملت‌های آزادهٔ جهان معرفی کرده‌ است. 

ارسال نظر

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

• نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.


• نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.


آخرین اخبار
بیشتر